سيد جلال الدين آشتيانى

350

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

علت كمال علم حق باشياء ، همان وجدان حق جميع حقايق را در مقام ذات است ، كه عرفا از اين وجدان و حصول حقايق بنحو كثرت در وحدت تعبير به « استجلائه تعالى الاشياء في نفسه و استهلاك كثرتها و غيريتها في وحدته » نموده‌اند . « 1 » لذا حقايق خارجى ، كه ناشى از وجود حق است ، داراى كينونت علمى در مقام احديت وجود بوده‌اند ، كه حق در تجلى علمى غيبى ، حقايق را شهود نموده است . از اين شهود ، بكمال جلاء تعبير شده است . كمال استجلاء ، شهود حقايقست در مقام واحديت و حضرت علميه ، پس حق در دو موطن ، حقايق را شهود نموده است ، در يك موطن و مشهد برفع غيريت و جهات سوائيت . در موطن دوم بنحو كثرت ، ولى كثرتى كه ناشى از وحدت و مؤكد وحدتست . در اين دو مشهد ، جميع حقايق ، نسب علمى حقند ، چون ظهور و شهود و وجود و وجدان ، متحد بالذات و مختلف بالاعتبارند . مقام سوم : شهود حق ، همان ظهور وحدت حق در كثراتست . در اين ظهور نيز حقايق نسب و شئون علمى حق ، بلكه مراتب علم حقند ، لذا گفتيم حقايق خارجى تعينات تعقلات حقند . صور مفصلهء وجودى در خارج ، مطابق صور علمى در مقام علمند ، كه بحسب اقتضاء و استعداد اعيان ، تحقق پيدا نموده‌اند و آنچه كه مقتضى استعداد و ذات حقايق بود ، حق اعطا نمود . حقايق خارجى ، ظهور همان حقايق و اعيان واقع در مشهد ربوبىاند ، كه از تجلى حق در اعيان حاصل شده‌اند ، به اين جهت ، حقايق خارجى ظهور علمى حقند و حق بنحو وحدت در كثرت در آنها متجلى است ، و به وحدت ذات خود محيط بر همهء حقايق است . پس جهات تغاير در اين موطن ، هم منتفى است و همه حقايق بتفصيل در مقام وجود خارجى مشهود و حاضر نزد حقند . لذا بر همهء حقايق « على ما هى عليها » ، علم

--> مطالب مربوط بعقل و معقولات سخن گفته و اين بحث را بطور كامل روشن نموده است . ( 1 ) . مراجعه شود به اوائل نفحات صدر الدين قونيوى و نصوص قونيوى ، ص 195 ، 197 ، چاپ طهران منضم به تمهيد القواعد ابن تركه .